حفظ کردن

حفظ کردن


بچه ها، بذارید یک حرفی رو همین اول کاری بهتون بزنم و همه رو راحت کنم!

هیچ اجباری تو حفظ کردن قطعاتی که می‌زنین وجود نداره!

به همین سادگی. یکی از دغدغه های هنرجوهایی که دارن به مراحل بالاتر صعود می‌کنن (!) اینه که حفظ کردن قطعه ها براشون سخت تر و سخت تر می‌شه.

آره، اگر شما یک هنرجوی تازه کارین و یا تو لول متوسطی ساز می زنین،‌ حفظ کردن قطعه ها براتون راحت تره چون به نسبت سطحی که دارین نت های کمتری داخلشون چپونده شدن! ولی اگر قطعه هایی که نوازنده های حرفه ای می‌زنن رو یک نگاهی بندازین می‌بینین خب بنده خداها واقعا حق دارن و حفظ کردن این حجم از نت واقعا کار شاقیه.

ببینید دوستان، حفظ کردن قطعه ها اصلا کار اشتباهی نیست، قصد من از تهیه این مقاله اینه که این بار رو از روی دوش کسانی که تمایلی به حفظ کردن ندارن و یا به هر دلیل حفظ کردن براشون سخته، ‌بردارم.

توی یکی از مقالات قبلی درمورد حافظه‌ی دست صحبت کردم. اگر دقت کرده باشید (اگر تا الان دقت نکردین از این به بعد این کارو بکنین) نوازنده های حرفه ای که قطعه جلوشونه در واقع شاید اصلا به نت ها نگاه نکنن چون طبق صحبتی که تو مقاله‌ی حافظه ی دست باهاتون داشتم، این افراد سلسله مراتب درآوردن و حفظ کردن یک قطعه رو درست رعایت کردن. یعنی اول به دستشون به طور طبیعی فرصت دادن تا حافظش تشکیل بشه. ممکنه دیگه بعدش تلاش اضافه ای برای حفظ کردن تک تک نت های قطعه نکرده باشن ولی دستشون خواه ناخواه بخش زیادی از قطعه و چه بسا کلش رو حفظ کرده باشه.

حفظ کردن یک قطعه یک موضوع خیلی شخصی ایه و کاملا بستگی به فرد داره. اینکه منه استاد بیام هنرجوم رو وادار کنم که قطعه ای رو به زووور حفظ کنه، اصلا کاره حرفه ای نیست و فقط هنرجو رو زده می‌کنه (خب اصرار نکن آقا جان دلش نمی‌خواد!). و حتی والدینی هم بودن که از من خواستن به بچه شون اصرار کنم حفظ کنه. خب من اینکار رو نمی کنم!

بله من شدیدا روی تشکیل حافظه‌ی دست سخت گیرم و برام مهمه که هنرجو به صحبت هایی که می‌کنم توجه کنه و به دستش فرصت بده الگوی نواختن یک قطعه رو به حافظه بسپاره.

ولی در مورد حفظ کردن تک تک نت ها اون هم به اجبار… اصلا موافق نیستم.

یکی از ایراداتی که حفظ کردن یک قطعه داره، مخصوصا اگر قطعه ی سختی باشه، اینه که ممکنه شما به هر دلیلی مدت ها سراغ اون قطعه نری و خب از حافظت بره. درسته تا حدی می‌مونه ولی من روی صحبتم با قطعه های سختیه که بازیابی شون از حافظه واقعا کار مشکلیه. خب تو این شرایط شما مجبوری برگردی سر خونه‌ی اول، قطعه رو باز کنی و شروع کنی به زدن.

حالا مشکل اصلی اینجاست. چون شما این قطعه رو حفظ کرده بودین و مدتی رو بدون نگاه کردن به نت ها و کلا ورق نت اون قطعه رو زدی، حالا دیگه چشمت عادت نداره به اون نت ها! چشم هاتون با اون نت ها غریبه شده. و حالا که بعد مدت ها برگشتین و می‌خواین دوباره به دوران اوج اون قطعه برگردین کارتون واقعا سخت می‌شه و می‌ره رو مختون (خودم شخصا تجربه کردم).

حفظ کردن تو هنرجوهای تازه کار هم یک مدل دیگه دردسر سازه. هنرجوهای تازه کار، تازه دارن با نت ها آشنا می‌شن و هنوز نمی‌تونن به راحتی تا نتی رو می‌بینن بزنن. دقیقا مثل اوایل دوران دبستان که تازه الفبا رو یاد گرفته بودیم. قطعا اون موقع، مثل الان که دارین با یک نگاه مثل آب خوردن این متن رو می‌خونین، نمی‌تونستین حتی یک جمله رو بدون تته پته و این چیزا بخونین (حتی تسلا هم نمی‌تونست!). خب، پس هنرجوهای تازه کار باید بیشتر از افراد سطح متوسط و حرفه ای روی ارتباط بین چشم و مغزشون کار کنن.

یعنی چی؟ یعنی بیشتر به چشماشون اجازه بدن که با قیافه‌ی نت ها آشنا بشه تا بتونه به مرور راحت تر نت خوانی رو انجام بده. حالا اگه تو این مرحله هنرجو بیاد نت ها رو حفظ کنه چه اتفاقی میفته؟ به چشم هاش این فرصت رو نداده که با قیافه‌ی نت ها درست و حسابی آشنا بشن. یعنی یک قطعه رو می‌زنه و همون اول حفظ می‌کنه و همه براش کف می‌زنن، بعد وقتی یک قطعه‌ی دیگه با همون نت ها می‌ذاری جلوشون نمی‌تونه بزنه. خب تو که الان مثل آب خوردن داشتی همین نت رو می‌زدی پس چی شد؟ این نشون می‌ده اون رابط مغزی بینایی بدبخت فرصت نمی‌کنه کار خودشو بکنه.

ببینین نمی‌گم اگه این کارو بکنین نمی‌تونین نوازنده بشین. چرا می‌شین ولی بحث وقتِ! همه دلشون می‌خواد تو هنری که انتخاب می‌کنن زود پیشرفت کنن. من نمی‌گم اگه این چیزایی که می‌گم رو رعایت کنین یک شبه می‌تونین نوکتورن شوپن بزنین (خفن ترین ها هم نمی‌تونن!) ولی حداقل مدت زمان استاندارد رو طی می‌کنین، نه اینکه اگه 1 ماه مثلا نیاز باشه که از سطح A به سطح B برین، این 1 ماه با یک سری کارهای اشتباه بشه 2 3 ماه!

پس چی می‌خوام بهتون بگم؟ اجازه بدین هر چیزی روند استاندارد خودش رو طی کنه. این صحبت هایی که می‌شه شاید تو کتابی نباشه (شایدم باشه، من که ندیدم) ولی حاصل از تجربه ایه که بدست آوردم. تجربه‌ی من تجربه‌ی هزار نفر دیگه هم هست. پس استفاده کنین. ببینین،‌ اگه هنرجوی تازه کارین سعی کنین از حفظ کردن قطعه ها صرف نظر کنین، جدی می‌گم! و اگر متوسط و حرفه ای هستین برای دل خودتون قطعه ای رو حفظ کنین و نه به اجبار دیگران. هیچ اجباری در کار نیست.

دوستانی که سازهای دیگه می‌زنین، دقت داشته باشین که حفظ کردن قطعات تو ساز پیانو نسبت به سازهای دیگه کار سخت تری هستش. چون باید دو سری نت متفاوت تو دو تا کلید متفاوت حفظ بشه. من اصلا قصد بی ارزش کردن کار هیچ نوازنده ای رو ندارم، ولی این مقاله بیشتر اشارش به پیانیست ها هستش و اگر به کار بقیه هم میاد که چه بهتر، قصد من فقط آگاه سازیه و بس.

چون مثلا شما ممکنه نوازنده گیتار باشی، خب کیفیش به اینه که قطعه ای رو حفظ کنین هر جایی که می‌تونین گیتارتون رو ببرین و بنوازین و همه لذت ببرن و استفاده کنن.

ولی ما واقعا نمی‌تونیم پیانو رو بزنیم زیر بغلمون بریم جایی! همیشه تو خونه هامون برای کسی قطعه ای رو می‌زنیم و خیلی هم بیرون خونه هامون نمی‌تونیم پیانو پیدا کنیم! حتی در این صورت هم، بالاخره همه حداقل یکی دوتا قطعه خواه ناخواه تو آستینشون دارن که برای بقیه بزنن.

موفق باشین!

“اثرِ هنری‌ست که قوانین را پدید می‌آورد؛ قوانینِ از پیش تعیین‌شده نمی‌توانند باعث خلق یک اثر هنری شوند.”

Claude Debussy

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *