کمال گرایی در موسیقی

کمال گرایی در موسیقی


کمال گرایی تو موسیقی چیه و در واقع چه بلایی می‌تونه سرمون بیاره؟

بذارید رک همین اول بهتون بگم، کمال گرایی توی موسیقی یک بلای خانمان سوزه، چشمه‌ی ذوق هنریتون رو کور می‌کنه و کل تایم و هزینه ای که تا حالا برای یادگیری موسیقی مورد علاقه تون خرج کردین رو به باد فنا می‌ده. به همین سادگی!

خب می‌خوام با یک مثال خیلی واضح که برای خیلی هامون پیش اومده شروع کنم.

حتما تا حالا براتون اتفاق افتاده که از یک آهنگی خوشتون اومده، هزار بار گوشش دادین (که قطعا موزیسین های معروفی هم زدنشون) و حالا می‌خواین خودتون قطعه رو شروع کنین.

اگه دچار کمال گرایی حاد باشین که همون اول می‌خوره تو ذوقتون. چون درآوردن یک قطعه کار زمان بریه و صبر و حوصله‌ی زیادی می‌خواد.

پس یک ضربه‌ی عشقی همون اول کاری بهتون وارد می‌شه.

متاسفانه کسایی که یک خورده ای ضعیف النفس ترن همون اول کاری قطعه رو ول می‌کنن و می‌رن سراغ یک آهنگی که از همون اول بتونن خوب بزننش (همچین آهنگایی هم هست، دیدم که می‌گم). ولی یک سری دیگه از آدما هستن که می‌گن خب حالا یکم تحمل می‌کنیم بالاخره درمیاد.

اینا تو مرحله‌ی بعدی دچار مشکل می‌شن. قطعه الان دراومده و می‌تونن کامل اونو بزنن، ولی هر چی نگاه می‌کنن می‌بینن مثل اونی که باید باشه نیست!

خب معلومه که نیست! دوستان یک مبحث مهم توی موسیقی واقع بین بودنه! شما باید در زمان درآوردن یک قطعه به سطح خودتون، نرمی دستتون، توانایی های کنترل وزن دست، میزان توانایی تون تو رعایت نکات دینامیکی و کلی چیزای دیگه دقت کنین.

قطعا وقتی دارین از توی یوتیوب، اسپاتیفای و یا هر اپلیکشن و سایت دیگه ای به یک قطعه گوش می‌دین، نوازندش آدم حرفه ای هستش. چندین سال بیشتر از شما ساز زده و چندین ساعت بیشتر از شما در روز داره پیانو می‌زنه (حالا به اونایی کلا هر چند روز یکبار به اون پیانوی بدبختشون یک نگاهی می ندازن کاری ندارم!).

این آدمای حرفه ای کتابای تکنیک دست رو جویدن! (کلا تکنیک ها رو جویدن) پس نباید از خودتون انتظار داشته باشین در حد اونا بزنین.

یک نکته‌ی مهم دیگه اینکه، هر کسی سبک ساز زدنش با بقیه متفاوته. مثل نقاشی کردن می‌مونه. یک نقاشی رو به دوتا نقاش مختلف بدی دو تا کار مختلف تحویلت می‌دن. شما باید تلاش کنین سبک خودتون رو پیدا کنین. تقلید نه تنها تو موسیقی بلکه تو هیچ هنر دیگه ای جالب نیست.

اینکه من تلاش کنم کپی برابر اصل فلان نوازنده قطعه ای رو دربیارم اصلا هنر نکردم! وقتی بتونم تو هر لولی که هستم آهنگ رو به سبک خودم زیبا بزنم اون هنره.

شما می‌تونین تو سطح متوسطی باشین ولی در عین سادگی اینقدر یک قطعه رو قشنگ و خاص بزنین که شنونده اصلا متوجه نشه که شما حرفه ای نیستین.

حالا این وسط یک دسته دیگه هم وجود دارن که از اونور بوم افتادن. پیشه خودشون می‌گن خب ما که سطحمون بالا نیست و حرفه ای هم نیستیم پس یک قطعه رو همینجوری درمیاریم و بعدشم می‌ندازیمش کنار. طرف پیشه خودش می‌گه بتهوون که نیستم! همینه که هست از این بهترم نمی‌شه.

خب عزیز من، درسته که می‌گم درگیر کمال گرایی نشو و سعی نکن مثل نوازنده های حرفه ای پیانو بزنی، ولی نمی‌گم که کلا خودتم رها کنی!

من معمولا وقتی هنرجوییم قطعه ای رو درمیاره تا مدت ها بعدش هر هفته ازش می‌خوام برام بزنه و هر هفته بهش می‌گم که می‌خوام یک چیز جدید بشنوم که هفته پیش نشنیده بودم. با این کار ازشون می‌خوام سبکشون رو پیدا کنن و تلاش کنن خودشون باشن.

توی هر هنری با هر سطحی که هستین، باید خودتون باشین.

خودم رو می‌خوام براتون مثال بزنم.

من وقتی تصمیم گرفتم صفحه اینستاگرامم رو راه اندازی کنم، خب قصدم این بود که قطعه های مورد علاقه م رو ضبط کنم و بذارم توی پیجم. همین موضوع برای من شده بود معضل. چرا؟ چون درگیر کمال گرایی شده بودم. دستم به ضبط هیچ قطعه ای نمی‌رفت چون می‌کردم عالی ترین نیستم. فکر می‌کردم این از چیزی که باید باشه خیلی دورتره.

یک روز نشستم فکر کردم و با خودم گفتم عالی ترین یعنی چی؟ اصلا همچین چیزی وجود داره؟ چرا می‌خوام کسی باشم که نیستم؟ چرا به خودم و توانایی هام ایمان ندارم؟ چرا نمی‌خوام بالاخره خودم باشم؟

تموم این خود درگیری ها و تقلا ها باعث شد خود ناقصم رو قبول کنم و تلاش کنم سبک خودم رو داشته باشم.

و الان، منی که فقط تصمیم گرفته بودم چندتا آهنگ بذارم تو اینستاگرام و چهارتا به به و چه چه بشنوم، سایت زدم و دارم تجربیات و علمم رو باهاتون به اشتراک می‌ذارم.

نتیجه اینکه، خواهشا درگیر کمال گرایی نشین. کمال گرایی تو هر چیزی شما رو عقب نگه می‌داره، نمی‌ذاره برین جلو و دائما بهتون القا می‌کنه و بهترین نیستین. شما تو هر سطحی که هستین باید به توانایی هاتون باور داشته باشین و در عین حال برای ارتقا خودتون تلاش کنین.

شما باخ و موتزارت و بتهوون نیستین. شما ویوالدی و چایکوفسکی و هندل نیستین. شما خودتون هستین (احساس می‌کنم رفتم بالا ممبر). سبک خودتون رو پیدا کنین و تمرین کنین. تمرین تمرین و فقط تمرین!

موفق باشین!

“همیشه خودم را موظف می‌دانستم که کوشا باشم. هرکس هرقدر کوشا باشد همان‌قدر به موفقیت می‌رسد.”

Johann Sebastian Bach

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *